شنبه ها رو دوست دارم...

 نه به خاطر تشریح، نه به خاطر بود بد فرمالین، نه به خاطر حال بدم بعد کلاس، نه به خاطر اعصاب و عروقی که نمی تونم تشخیص بدم، نه به خاطر استخوان هایی که دستم می دن و گاهی زیر انگشتام می شکنه، نه به خاطر انزجارم از تشریح بدن یه هم نوع...

.

.

.

شنبه برام عزیزه. فقط به خاطر راه زیبای برگشت به خونه ...زیر بارون...