دومین مهر داتشجوییمون فرخنده! :)))
![]()
سلام
الان تو کتابخونه ی دانشکده پزشکی دارم این متن رو می نویسم! چرا؟ چون نتونستم اول مهر رو توی خونه بشینم و خواستم برگ های پاییزی رو زیر پاهام خرد کنم و از صدای خش خششون لذت ببرم :)))
هر چند صرفا به این منظور نرفته بودم! و برای پیگیری واحد بچه ها رفته بودم که فردا راحع بهش توضیح میدم ان شاء الله.
شاید پارسال همین روز وقتی پشت دیوار دانشکده اول صبح ایستاده بودیم تا در رو باز کنند و بذارن بریم آزمون تعیین سطح زبان بدیم فکر نمی کردیم سالی رو که در پیش داریم انقدر با رخداد های گوناگون پشت سر بذاریم و زمان به این زودی بگذره!
الان ما شدیم دانشجویان ترم 3 پزشکی! باورمون میشه؟! انقدر زود؟!
پروفشنالیسم و فیلم پرستاران که یادتونه؟ یا سخنان دکتر جعفریان رو درباره ی تعهد حرفه ای؟ فکر می کردیم ایشون بشن رییس دانشگاه؟ فکر می کردیم تو این یه سال انقدر همه چیز بهو عوض شه؟
یادتونه اولین کلاسمون چهارشنبه بود! آقای دکتر امینیان استادمون بودن :) آب و تامپون!
بعد بعد از ظهر همون روز دکتر میرزازاده تشریف آوردند و پنل بود درباره ی تعهد حرفه ای :))) 6 نفر نشستیم و بحث کردیم و بقیه هم مشارکت کردن.
همون حرفام تو اون پنل باعث شد بهترین دوستم رو پیدا کنم. :)))
یادتونه شنبه ی بعدش رفتیم تالار تشریح؟ برای ما دکتر جامعی دیر اومدن و در نتیجه فیکساسیون رو ندیدیم!
زود میگذره! خیلی زود! اما ... مهم اینه که
امسال یک گام از اونچه بودیم جلوتر باشیم. از نظر اخلاقی از نظر تعهد حرفه ای و خلاصه شایسته ی عنوان دانشجوی ترم 3 پزشکی تهران باشیم. :)
فکر میکنم خیلی خوبه این روزا بشینیم با خودمون و خدای خودمون خلوت کنیم و سعی کنیم ی کارایی رو تو این سال بکنیم و یه کارایی رو کنار بذاریم. ان شاء الله
یه دوستی یه پیام زیبایی فرستاده بود :) اون رو می نویسم:
پاییز است... اندکی از مهر پیداست... حتی در این دوران بی مهری باز هم پاییز زیباست... مهرت قشنگ... پاییزت مبارک :)))
سلام به همه ی دوستان. این وبلاگ مخصوص دانشجو های پزشکی ورودی 91 دانشگاه تهرانه. جاییه براي اين كه دور هم جمع بشيم، مطالب جالب چه درسي و چه غير درسي بنويسيم و براي هفت سال دوره ي پزشكيمون خاطره هاي فراموش نشدني بسازيم. به وبلاگ ما خوش اومدین....