بچه ها سلام!

امیدوارم تابستون خوبی رو پشت سر گذاشته باشیم :گذشته از اینکه متاسفانه یکم وبلاگمون بی رونق شده و کمتر مثه قدیم شلوغ پلوغه :)) میخوایم یه وبلاگ تکونی بکنیم :))) (عاخه اول سال تحصیلیه و خب ... :)) )

اول مهر! ببخشید! 23 شهریور!!! ترم 3 مون شروع شد :))

خب ساعت گوشیمو گذاشتم رو 6:15 6:30 6:45 7:00 7:30 8:00!  و 7:45 از خواب پا شدم :))) از اونجایی که خب کلاس اول با ما نبود بدون صبحونه اومدم دانشگاه که برم سراغ دفتر عالیه ی توسعه ی آموزش پزشکی!!! ک بپرسم این دوستان عزیزی ک نتونستن انقلاب و فیزیک پزشکی بردارن چ کنن؟!!!! نه که دوستان عزیز گروه های محترم لطف کرده بودند و واحد اضافی بر نداشته بودند ...:)))

ک گفتند ب ما ربطی نداره! بلوکا دست ماست! برو پیش خانم تولیت!

رفتیم پیش خانم تولیت ک ناگهان! ناگهان! دیدیم که بله ایشون پشت میزشون هستن اما کسی ک پاسخ میده همون خانم سمعی بصری هستن!!!!!!!!!!!!!! و در کمال اعتماد ب نفس پاسخ می دادند!!! من هم با قیافه ی ":|" مواجه شدم و ایشون گفتن که باز میشه واحد ها و شد!

دیگه از اتاق اومدم بیرون و در صحن شمالی جامعه طب طهران! دوستان را که بسی شهور (ماه ها!) ندیده بودمی بدیدمی و بسا معانقه ها و مصافحه هایی که افراد بکردندی  خنده ها که بیامدی و القصه بسیار نشاط رفت! :))) مرافقان با هیاکل لارج دو اکس لارج و وری وری لارج گله مند از عدم توفیقشان در اخذ واحد ژنتیک گروه های محترم الف و ب بودی و نشانی از خجلت نه!

به تالار استاد قریب در آمدیم و بدبدبم که دوستان فیمیل به صورت پرود طور نشیمن های پیشین را پر کرده اند و نه جای بودی بهر سیتینگ بوی ها! گرچه خویشتن را سپاس خدای عز و جل جایی در ردیف نخست پیدا آمدی و ذوقمرگ گشته بودمی و نه مجال آن باشد که توصیف کنندش حالم را! ^_____^

خب میدونیم که میگن پر گوی و زیاده گوی چون نفت! :)))

چی می خواستم بگم؟!!! O.o

آهان! می خواستم بگم شکوفه های نازنین به مدرسه خوش اومدین :)))))!!!

عه ببخشید! فکر کردم دبستانه!

دوستان خیلی گلم آغاز سال نوی آموزشی رو تبریک میگمممم :)))))


(در نگارش این متن دکتر ها! امین طاهری ، محمد حسن شکی کتولی و محمد طاهر احمدی مرا کمک کردند بسیییی :)))) )

تمت!