چشمان نیمه باز، از من جدا مشو...
تو نیستی که ببینی
چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری ست
چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
چگونه جای تو در جان زندگی سبز است...
حمیده ی عزیز،
می دونیم که هیچی نمی تونه این غم بزرگ رو تموم کنه و این که ارزش مادر بی نهایت بالاتر از این حرف هاست اما...
اگه همدردی جمع صد نفره ی هم کلاسی هات بتونه حتی ذره ای تسلی بخشت باشه،
اگه بتونیم بگیم که چه قدر همه مون از این اتفاق غمگینیم،
اگه بدونی که با همه ی وجودمون می خوایم که می تونستیم کاری کنیم که مرهم زخمت باشه،
و اگه بدونی که آرزومونه هر چه زودتر خنده های خوبت و روحیه ی قشنگت رو ببینیم...
باید بگیم که تسلیت ما رو که از اعماق قلبمونه بپذیر،
و باید بگیم که برای آرامش مادر گرامیت و صبر خودت و خانواده ت همیشه دعا می کنیم...
« از طرف بچه های کلاس ج »
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:58 توسط سارا سليم پور
|
سلام به همه ی دوستان. این وبلاگ مخصوص دانشجو های پزشکی ورودی 91 دانشگاه تهرانه. جاییه براي اين كه دور هم جمع بشيم، مطالب جالب چه درسي و چه غير درسي بنويسيم و براي هفت سال دوره ي پزشكيمون خاطره هاي فراموش نشدني بسازيم. به وبلاگ ما خوش اومدین....